به گزارش پایگاه خبری گلوگاه ما،به نقل از پایگاه خبری تحلیلی «بلاغ» رمضان غلامی اواتی| در پرتو پیچیدگیهای نظام بینالملل و تداوم روابط نابرابر، مواجهه با دولتهای استعماری در لحظات بحرانی که ابرهای تیره جنگ در افق پدیدار میشود، یکی از دشوارترین و سرنوشتسازترین آزمونهای فراروی ملتهایی است که عزت و استقلال خویش را گرامی میدارند.
این برهههای حساس، تنها آزمون قدرت نظامی نیست، بلکه محک جامعی برای خرد جمعی، توان دیپلماتیک، انسجام ملی و فراست تاریخی یک ملت است. تجربه تاریخ معاصر نشان میدهد که پیروزی در این میدان، نه در تسلیم محض و نه در تقابل کورنهفته، بلکه در هنر پیچیده «تعادلبخشی هوشمندانه» است؛ تعادلی که بتواند میان ضرورت اجتناب از فاجعه جنگ و پاسداشت غیرقابل مذاکرهی کرامت و منافع ملی، پلی استوار بزند. از این رو، تنظیم نقشهای راهبردی که هم شأن ملت را در چانهزنیهای دشوار حفظ کند و هم افکار عمومی را از افتادن در دام جنگ روانی دشمن مصون دارد، امری حیاتی و تعیینکننده است.
در گام بعدی، رابطهای شفاف و مبتنی بر اعتماد با مردم باید برقرار شود. در مواقع بحران، سکوت یا اخبار متناقض، دامنزدن به آشفتگی و ترس، بزرگترین خدمت به جنگ روانی دشمن است. تبیین دقیق موقعیت، گزینههای پیش رو، خطرات و فرصتها، به زبانی روشن و بدون پیرایه، ملت را از حالت انفعال خارج کرده و به حامیان آگاه و هوشیار تبدیل میکند. این آمادهسازی ذهنی، جامعه را در برابر امواج شایعات و پروپاگاندا واکسینه میکند.
گاهی مکث در مذاکره، برای مشورت بیشتر یا تغییر فضای بینالمللی، از عجله کردن برای نتیجهای ناپایدار، خردمندانهتر است. هدف، انعقاد قراردادی نیست که حیثیت ملی را خدشهدار کند، بلکه دستیابی به توافقی متوازن است که ضمن دفع خطر جنگ، منافع و شأن ملت را تضمین نماید.
تاریخ قضاوت خواهد کرد که چه ملتهایی با درایت و شجاعت، توانستهاند از این گردنههای خطرناک با سرافرازی عبور کنند و آیندهای مستقل برای نسلهای بعدی خود بسازند. پیروزی نهایی، از آن ملتی است که بداند قدرت واقعی، در متانت، عقلانیت و ایستادگی بر ارزشهای خویشتن است و هر توافقی که بر پایه زور و تحقیر باشد، هرچند به ظاهر بحران را موقتاً آرام کند، در درازمدت بذر اختلاف و بحرانهای عمیقتر را خواهد پراکند. بنابراین، منشور تعامل در بحران باید بر سنگبست «عزت، آگاهی و قدرت» حک شود.